تبليغاتX
منگنه

خبرگزاری فارس: جوانترین کاندیدای انتخابات مجلس گفت‌: جوانان علاوه بر عرصه‌های علمی در سیاست نیز تاثیر گذارند.

خبرگزاری فارس: جوانان علاوه بر عرصه‌های علمی در سیاست نیز تاثیر گذارند

محمد حامد تقوی در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت‌: ریزش ها و رویش‌ها از بدو انقلاب همیشه یکی از مسائلی بوده که در جامعه‌ مورد بحث قرار گرفته است. کنار روی نیروهای قدیمی و کهنه کار این مرز و بوم به دلایل مختلف و جایگزینی جوانان آماده را در کشورمان با انحای مختلف در عرصه‌های مختلف داشته‌ایم. یکی از این عرصه‌ها که در آن این جایگزینی ها رخ داده است مجلس است.

این کاندیدای حوزه انتخابیه تهران گفت: همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند که رویش‌های انقلاب اسلامی بیش از ریزش‌ها بوده است به جای ریزش‌هایی که فرسوده شده‌اند، رویش‌های جوان و تازه نفس آمده‌اند. با توجه به برنامه‌هایی که برای جوانان داشتم و مسایل نسل جوان را بیشتر کرده ام، احساس تکلیف و در انتخابات مجلس به عنوان کاندیدا حضور پیدا کردم.

تقوی افزود: در حال حاضر مانند اوایل انقلاب که جوانان در عرصه‌های مختلف حضور پر باری داشتند و حتی جنگ تحمیلی را اداره کردند، بار دیگر جوانان در موضوعات مختلف علمی، تکنولوژی ابررایانه‌، هوا، فضا، هسته‌ای، سلول‌های بنیادی و ... در سال‌های اخیر پیشرو بوده‌اند و به اعتمادی که به آنها شده، جواب خوبی داده‌اند بنابراین در سیاست هم می‌توانند موفق باشند.

وی اضافه کرد: در یکی از آخرین مواردی که شاهد رویش جوانان نسل سوم بودیم، حضور و ظهور جوانان پاک دانشمند و ولایی و مدیر یکی از پروژه‌های مهم انرژی هسته‌ای، شهید مصطفی احمدی روشن را دیدیم ایشان جوانی بود که نه دوران پیروزی انقلاب را درک کرده بود و نه به آن صورت دوران حضرت امام راحل را، ولی هم به مدارج بالای علمی دست یافته و یک محقق برجسته بود و هم مصداق بارز یک بسیجی واقعی که بهترین عاقبت هم نصیبش شد.

تقوی تاکید کرد: اینکه شهدای اخیر هسته‌ای؛ شهیدان رضایی نژاد و احمدی روشن، دو دانشمند بسیار جوان نسل سوم بودند، نشان دهنده آن است که نسل جوان مملکت کار خود را به خوبی انجام داده است که مورد خشم دشمنان این مرز و بوم قرار گرفته‌اند. ریخته شدن خون شهید احمدی روشن موجب ثبوت این مساله شد که نسل جوان چیزی کم از نسلی که انقلاب را به پیروزی رساند، ندارد.  

وی با بیان اینکه خون این شهید موجب سربلندی نسل جوان شد، ادامه داد: این نسل ثابت کرد که اگر بیشتر از انقلابیون اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60، در خدمت اسلام و انقلاب نباشد، قطعا کمتر نیست. خون شهید مصطفی احمدی روشن بسیار هم پر برکت بود.

به گفته این کاندیدای جوان انتخاباتی اگر چه از دست دادن چندین شخصیت برای کشور نظام و جامع تلخ بود و یکی از بهترین یاران رهبر انقلاب را صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها به شهادت رساندند اما هنوز اربعین مصطفای شهید فرا نرسیده، مشاهد می‌کنیم صدها دانشجوی رشته‌های دیگر، آمادگی خود را برای تغییر رشته به دانش هسته‌ای رسما اعلام می‌کنند. این شهادت، ضمن آنکه موجب شد افراد دیگری برای ورود به عرصه هسته‌ای اعلام آمادگی کنند، موجب آن شد که دشمنان این مرز و بوم که مفهومی چون شهادت را درک نمی‌کنند، سریع متوجه اشتباه خود در انجام اقدامات تروریستی شوند.

تقوی همچنین گفت: آینده پژوهی امور جوانان جهت با انگیزه‌تر کردن این قشر مهم جامعه، رسیدگی حقیقی به امور جوانان در عرصه‌های مادی و معنوی و اخلاقی، بالا بردن سطح علمی و آگاهی تخصصی برای پیشرفت جوانان در عرصه دانش های روز، ایجاد فضا برای جوانان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و حمایت از حسن اجرای هدفمندی یارانه‌ها، مهم ترین برنامه‌هایی است که برای جوانان باید در نظر گرفته شود.

انتهای پیام/

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در چهارشنبه 3 اسفند1390 و ساعت 13:23 |
شورای نگهبان اسامی نهایی 547 کاندیدای تایید صلاحیت شده در استان تهران را به شرح ذیل اعلام کرد:


1- غلامعلی آجورلو
2- هدی آراسته
3- مهدی آقایی
4- مرتضی آقا تهرانی
5- احمد آقا محمدی
6- فاطمه آلیا
7- حسین ابراهیمی
8- رحمت ابراهیمی(عیسی)
9- محمد حسین ابراهیمی خوراسگانی
10- علیرضا ابصری حقیقی
11- غلامرضا ابن سعیدی
12- سید ابوالفضل ابوالفضلی
13- سید محمود ابوالمعالی
14- سید محمدحسن ابوترابی فرد
15- احمد اتابکی مهر
16- صادق احتشامی
17- وحید احد نژاد
18- علیرضا احسانی نیا
19- صاحب احسن
20- مهدی احمدلو
21- ادریس احمدی
22- حسین احمدی
23- سید علی احمدی
24- سید محمد حسین احمدی
25- سید محمد مهدی احمدی
26- شهباز احمدی
27- علی احمدی
28- محسن احمدی
29- قاسم احمدی آذر
30- اکبر احمری

31- آمنه اختر دانش
32- عباسعلی اختری
33- بهمن ادیب زاده
34- محمدحسین استاد آقا
35- فاطمه استقامت
36- مصطفی اسدی
37- سبزه گل اسدی بلداجی
38- محمد اسدی رکابدارکلائی
39- حمید اسکندری
40- غلامرضا اسلامی پناه
41- علی رضا اسماعیلی
42- اسحاق اسمیعلی
43- معصومه اسمیعلی
44- سعید اصغری علائی
45- حسین افتخاری
46- لاله افتخاری
47- یدالله افتخاری
48- سید علی اصغر افجه
49- صدیقه افروز
50- حسن افشار
51- عبدالله اکبر آبادی
52- حسن اکبری
53- علی رضا اکبری
54- محسن اکبری
55- مصطفی اکبری قمصری
56- مصطفی اکبریان
57- نصرت الله اکوانیان
58- منصور الهی
59- زهره الهیان
60- آزاد امیدوار

61- اکرم امیری
62- الهام امین زاده
63- اصغر امینی فرد
64- اکبر امینی مهر
65- مصطفی انصاری
66- ابراهیم انصاریان
67- مریم انوشیروانی
68- نرگس ایزدی
69- محمدرضا ایمانی
70- مجید باشور سردرودیان
71- محمد مهدی بابا پور گل افشانی
72- اسدالله بادامچیان
73- یدالله باذلی
74- رضا بازرگان
75- مهدی باسمچی
76- محمدرضا باقر زاده اول
77- اکبر باقری
78- حمید باقری
79- محمدرضا باهنر
80- عباس بحیرائی
81- حمید بختیار
82- علی بختیار
83- علی بدیع زاده
84- مهرداد بذرپاش
85- محمدعلی براری دهکی
86- طاهره براز
87- رضا برنگی
88- عبدالرحیم بزاز
89- عباس بقایی
90- مجید بنائی خلیل آباد
91- پریناز بنیسی
92- داود بهرامی
93- محمد بهرامی
94- قاسم بهرامی زاده نظر آبادی
95- بهزاد بهرامی نسب
96- سعید بهشتی
97- محمد بهمنی
98- مرتضی علی بهمنی
99- مریم بیاتی
100- مهدی بیکی
101- کوروش پاک بین
102- غلامرضا پرچمی پور
103- حبیب پناهی زاده
104- حمیدرضا پور رضا
105- عبدالله پور مظاهری
106- صباح پیری
107- پیمان تبلیغی
108- افسر تدین خواه
109- خدیجه ترکمنی
110- محمد مهدی تسخیری
111- محمد تقدیری
112- محمد حامد تقوی
113- محمد رضا تقوی فرد
114- مجید تلخابی
115- احمد توکلی
116- لقمان توکلی
117- سید محسن تولیت زواره
118- ناهید تهرانی متین
119- عباس ثابتی
120- نبی ثروت ثمرین
121- فاطمه جارچیان
122- حمیدرضا جزء معلمی
123- مهین دخت جعفری نژاد
124- مرتضی جعفر خانی
125- بیت اله جعفری
126- صفیه جعفری
127- عزیزاله جعفری
128- علی جعفری
129- محمد جعفری
130- سید عباس جلادتی
131- سهیلا جلودار زاده
132- جمیله جلوندانزاب
133- اصغر جمالی فرد
134- بتول جوان شیر
135- حسین جوانمرد مرنی
136- فرهاد جوانمردی
137- احمد جولائی
138- سیدمهدی جولائی
139- احسان جهان دیده
140- اشرف چگنی
141- مرتضی چیت سازیان
142- محمدکاظم حاجی سلطانی
143- علی رضا حاجیان نژاد
144- مظاهر حامی کارگر
145- حبیب اله حبیبی
146- محمد نبی حبیبی
147- مسلم حبیبی
148- غلامعلی حداد عادل
149- روح اله حدادی
150- سالار حسن زاده
151- نورالله حسن زاده
152- سید صادق حسینی
153- سید عمادالدین حسینی
154- علی حسینی
155- مجید حسینی
156- محرم حسینی
157- مختار حسینی اصل
158- نیلوفر حسینی ترکانی
159- سید محمد حسینی صفا
160- روح اله حسینیان
161- نعمت اله حکیم
162- حسن حمید زاده
163- محمدصادق حمیدی
164- صدیقه حنانی
165- مهران حنیفی
166- داود حیدری
167- فاطمه حیدری نفت چالی
168- نصراله خادم
169- سید علی محمد خادمی
170- علی اصغر خانی
171- نیلوفر خانی اوشانی
172- حوریه خدایی
173- غلامحسین خرم شاهگل
174- حسن خزائی
175- حسن خسروی
176- معصومه خضرائی تارعطار
177- داود خضرائی وژده صادقی
178- زهرا خطیبی راد
179- علی خطیبی شریفیه
180- سید محمدرضا خلخالی
181- دولت خلیل وند
182- محمد جمال خلیلیان اشکذری
183- محمدحسین خوانیم زاده
184- محمد خورشیدی
185- اسماعیل خیرآبادی
186- مهدی دادفر
187- سید محمدحسین دانا
188- قاسم دانشور
189- ناصر داودی راد
190- حسین درودی
191- احمد درهوشت
192- سید محمد صادق دریاباری
193- حجت اله دریامی
194- داود دستی
195- فاطمه دشتکی
196- محمدرضا دشتی اردکانی
197- محمدرضا دولتی
198- علیرضا دهقانی
199- محمود دهقانی محمود آبادی
200- علیرضا ذاکران حسینی خفری
201- مهدی ذاکری
202- داود ذوالقدری
203- مریم راجی کاشانی
204- حسن راستا
205- الهه راستگو
206- محمد علی رجائی نیا
207- محسن رجب زاده
208- محمدرضا رجبی
209- مجتبی رحماندوست
210- غلامعباس رحمانی
211- مهدیه رحمتی
212- ناصر رحیم زاده جهانداری
213- علی اشرف رحیمی
214- مرتضی رحیمی یگانه
215- حمید رسایی
216- مهدی رضا
217- مصطفی رضا حسینی
218- محسن رضائی
219- عبداله رضائی گالش پل
220- مجید رفیعی
221- محمدرضا رمزگویان
222- اکبر رمضانی
223- حسین رمضانی خردمردی
224- کبری رمضانی ربات ترکی
225- معصومه رنجبر
226- قاسم روانبخش
227- شعبان روحی
228- محمد نبی رودکی
229- محمود روزبهانی
230- فاطمه رهبر
231- محسن رهنما
232- سید علی ریاض
233- علی اصغر زارعی
234- علی رضا زاکانی
235- محمد هادی زاهدی وفا
236- مسعود زاهدی اول
237- حسن زمانی
238- شکوفه زمانی فر
239- احمد زمانی گندمانی
240- محمد جواد زنگنه اینالو
241- مریم سادات شریف
242- سید کریم سادات مظلوم
243- حبیب ساسانی
244- علیرضا ساوچی
245- احمدعلی سبزعلی
246- سعید سپهری سرشت
247- سید کمال سجادی
248- سید حیدر سجادی
249- علی اکبر سراج
250- محمد علی سرلک
251- پرویز سروری
252- رحمان سعادت
253- رضا سعید محمدی
254- علیرضا سعید ابادی
255- محمد رضا سعیدی
256- حسین سفری شرفشاده
257- محمد ناصر سقای بی ریا
258- پروین سلیحی
259- فرزاد سلیمانی
260- محمد سلیمانی
261- محمد مهدی سلیمانی
262- نادر سلیمانی
263- سید سعید سمائی
264- جلال سوداگری
265- مهدی سورانی
266- امیرعباس سیاه پوش
267- محمد سید حسن طهرانی
268- سید علی نقی سید خاموشی
269- سید عطا اله سید قاسمی
270- سید علی سید پور آذر
271- سید مرتضی سید صالحی
272- رضا شادمان فر
273- حسن شاه آبادی
274- محمد حسین شبانی کوزه کنان
275- مصطفی شریعت
276- احمد شریعتمدار
277- مهسا سادات شریفی
278- هادی شریفی عراقی
279- محمد علی شم آبادی
280- پژمان شمس
281- فریدون شمس
282- عبدالرضا شمس آبادی زاده
283- عباس شمس مهربانی
284- اعظم شوقی آق قلعه
285- صراف شهریاری
286- منصور شهریاری
287- علیرضا شهسواری
288- حسین شیخ الاسلام
289- مهدی شیخ زاده مرند
290- مسلم شیخ علیا لواسانی
291- کیومرث شیخی
292- حسین شیخی ساری
293- مهدی شیرکوند
294- عظیم شیردلی
295- محمد شیرزاد
296- محسن شیر محمدی زفره
297- محمود صابرهمیشگی
298- طاهر صاحب الزمانی
299- جعفر صالحیان عمران
300- لیدا صحرائی
301- علی رضا صفار زاده
302- طیبه صفائی
303- فرمان صفری
304- هادی صفری
305- میر سعید صفوی
306- مینا صفی خانی
307- کاظم صمدیان
308- معصومه صیادیان
309- اکبر طالب پور
310- علی رضا طاهر نژاد
311- حسن طاهری
312- علیرضا طالبی جبلی
313- محمدرضا طاهری کته سری
314- سید محمد طباطبائی
315- زهره طبیب زاده نوری
316- حسین طلا
317- پرویز طلاچیان
318- علیرضا طمبورخانی
319- فرهاد عابدی
320- پرویز عبادی
321- علی عباس پور تهرانی فرد
322- علیرضا عبدوالقفاری
323- محمد عبدلی
324- منصور عدالت پور
325- پیام عرب زاده
326- حسین عرفانی
327- حمید عزیزی
328- وهاب عزیزی
329- علی عسگری
330- سید آیت الله علوی
331- مسعود علی اکبری
332- رضا علینیا
333- علیرضا علیرضائی
334- محمدرضا علی زاده ثابت
335- نرگس عموقلی میرآخوری
336- مرتضی غرقی
337- امیر حسین غفاری
338- سید سعید غفوری سبزواری
339- حسن غفوری فرد
340- محمدرضا غفوری نام
341- عباس غلامی
342- اردشیر فائضی سرخابی
343- بهار فارسی
344- محسن فتاحیان
345- فیض علی فتاحیان کلیشا درخی
346- مجید فتح علیان
347- عبدالحمید فخیم جو
348- فرشاد فخیمی حسن زاده
349- حسین فدایی
350- جمیله فدبی
351- سعید فراحت
352- جمال فرجی
353- احمدرضا فرزین
354- حامد فرسیابی امامه
355- محمود فرشیدی
356- علی فرزی پور صاعین
357- حمید فرمانی باروق
358- سلمان فرهمند
359- صفرعلی فعله کریم
360- عباس فقیه

361- زهرا فلاح
362- منوچهر فلاح اسبوکلائی
363- محمد تقی فلاح زنجان بر
364- قربان فولادی
365- محمد رضا فولادی
366- ایران دخت فیاض
367- داود فیضی
368- علی قادری
369- محمد حسن قادری
370- اعظم قاسمی
371- رضا قاسمی
372- زهرا قاسمی
373- حمید قاضی زاده حنیفه محله
374- علیرضا قدرتی
375- سجاد قدیری
376- ابوالفضل قراخانی
377- عباس قریبیان
378- رحیم قره داغی
379- سید جواد قریشی
380- اسماعیل قشقایی
381- محمد حسن قطبی
382- مهدی قلیج خان
383- سید مهدی قصمری
384- حمیدرضا قنبری فروشانی
385- مهناز قنبریان علویجه
386- حمداله قهرمانی فرد
387- حمیدرضا کاتوزیان
388- محسن کازرونی
389- فاطمه کاشانی وهیب
390- زهرا کامرانی
391- نادر کامکار
392- نوید کاوین
393- اعظم کاهه
394- محبوبه کری
395- حسین کرمی
396- سکینه کرمی
397- قاسم کریم آبادی
398- امید کریمان پور
399- مجید کریم لو
400- مرضیه کریمی
401- حسن کزازی
402- سید امیر حسین کسائی
403- محمد اسماعیل کفایتی
404- علیرضا ککولی دزفولی
405- لیلا کمانی
406- محمد علی کنعانی تکمه داش
407- اسمعیل کوثری(محمد علی)
408- اسمعیل کوثری
409- مهدی کوچک زاده
410- علیرضا کوهستان نجفی
411- رضا کیائی
412- لیلا کیان فر
413- حسن گل احمدی
414- علیرضا گل دامن
415- علیرضا گل محمدی نقشه
416- بتول گلزاری سرخه
417- حبیب اله گودرزی
418- علی گودرزی
419- مجید گودرزی
420- حسن گودرزی

421- زهره سادات لاجوردی
422- حسن لاسجردی
423- مرجان لحمی
424- محمد صادق لطفی
425- محمد علی لطفی
426- اکرم لطفی زاده
427- غلامرضا لطیفی
428- احمدرضا لعلی نیا
429- شیلا مالکی دیزجی
430- ابوالفضل مالی
431- عبدالله مجیدی
432- مرتضی مجیدی راد
433- جلیل محبی
434- علیرضا محبی
435- علیرضا محجوب
436- الهام محرابی
437- صالح محقق حضرتی
438- ستار محققی
439- فرشته محمد علی
440- حمیدرضا محمد لو
441- ماندانا محمدلی
442- نازنین محمد وند گلوجه
443- جواد محمدی
444- رحمن محمدی
445- رضا محمدی
446- شهناز محمدی
447- ماشاالله محمدی
448- محمد زمان محمدی شیرکلائی
449- شهلا محمودی
450- فریبا محوری نیکجه

451- نقی مختاری دولت آباد
452- سید ابوالحسن مخزن موسوی
453- مهران مددیان
454- مرتضی مرادی صلوات
455- طاهره مرادیان کرهرودی
456- مصطفی مردی
457- سید مهدی مرعشی
458- علیرضا مرندی
459- محمدرضا مرندی
460- مهدی مسجدی
461- مسعود مسلمی فرد خالدی
462- سعید مشائی
463- مسعود مشایخی
464- غلامرضا مصباحی مقدم
465- مصطفی مصطفائی
466- علی مطلبی ورکانی
467- علی مطهری
468- مجید مطیعیان نجار
469- حسین مظفر
470- سید مجتبی مظلومان
471- آسیه معراجی
472- عباس معصوم زاده
473- امیرعباس معصومی
474- محمد حسین مغیثی
475- سمیرا مفخمی نهرآبادی
476- هاجر مقدسی حاجی آباد
477- عمران مقسومی
478- غلامحسین مقصودی
479- محمد ملا حسینی
480- محمد رضا ملا صالحی

481- مصطفی ملا صالحی
482- محمد ملک
483- محمود ملکونی خواه
484- بهنام ملکی
485- علیرضا ملکی
486- علی منصوری
487- مجتبی منصوری ارنکی
488- اسکندر منظوری
489- سید مرتضی موسوی
490- سید امراله موسوی
491- سید مصطفی موسوی احمد آبادی
492- سید ابوالفضل موسوی جنگلی
493- زهرا مومنی
494- امیر احمد مومنی ها
495- محسن مهدوی
496- میثم مهدوی
497- حمیدرضا مهدیان
498- قاسم مهری محویزانی
499- ماشاالله مهمانواز
500- منصور میر
501- سید مسعود میر کاظمی
502- سید امیر میر محمد علی
503- فاطمه سادات میر مصیب
504- سید یحی میر معینی
505- سید جواد میرخوان
506- سید رضا میرزایی
507- فاطمه میر عزیزی
508- سید علی میر هادی
509- مهدی مینایی
510- مهدی ناجی

511- الیاس نادران
512- مصطفی ناصر
513- اسماعیل ناصری
514- علیرضا ناظمی
515- بتول نامجو
516- سید محمود نبویان
517- حسین نجابت
518- علی اصغر نجمی
519- علیرضا نژاد صاحبی
520- طاهر نظری
521- اکبر نظیفی
522- پژمان نقدیان عراق
523- محمد باقر نکونام
524- سید ابوالحسن نواب
525- بیژن نوباوه وطن
526- محمد نوذری فردوسیه
527- عباس نوروزی آب دری
528- مرتضی نوری
529- احمد نیکبخت
530- سید جعفر واسعی
531- علیرضا ورامینی
532- عبدالرضا وزوائی
533- هادی وطنی
534- سیده فاطمه وفائی
535- اکبر ولی زاده
536- سید حسین هاشمی
537- سید محمد صادق هاشمی
538- سید مهدی هاشمی
539- انسیه همتی گرکانی
540- حمیدرضا یاقوتی مقدم
541- نعمت اله یدالهی
542- فرهاد یزدان پناه بهابادی
543- امیر حسین یزدان نیاز
544- اعظم یعقوبی
545- عباس یگانه
546- فهیمه یوسفی
547- محمد یوسفی

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در چهارشنبه 3 اسفند1390 و ساعت 13:6 |

این داستان را سید مهدی شجاعی گفته در سال 1356 نوشته شده است!

مردی از زنی که به شدت احساس زیبایی می کرد پرسید:ببخشید شما "شارون استون" نیستین؟
زن با عشوه گفت:نه ... ولی. و پیش از آنکه ادامه بدهد،مرد گفت:بله فکر می کردم.چون ...«زن حرفش را برید» ولی همه می گن خیلی شبیهشم اینطور نیست؟ مرد قاطع گفت:نه،همه اشتباه می کنن.به خاطر اینکه "شارون استون" زن خوشگلیه ولی شما متاسفانه اصلا خوشگل نیستین.به همین دلیل من فکر کردم شما نباید"شارون استون" باشین. زن تازه فهمید که رو دست خورده،با عصبانیت فریاد کشید:بی شرف!مگه خودت خواهر و مادر نداری؟ مرد آرام گفت:چرا ولی اونها هیچ کدوم فکر نمی کنن که شبیه "شارون استون" هستن.زن همچنان معترض گفت:خب که چی؟ مرد گفت:چون شما فکر می کردین که شبیه "شارون استون" هستین،خواستم از اشتباه درتون بیارم. زن دوباره عصبانی شد:برو ننه تو از اشتباه درآر. مرد هم چنان با خونسردی توضیح داد:عرض کردم که،والده من یه همچین تصوری راجع به خودش نداره،ولی چون شما یه هم چین تصوری دارین..زن فریاد کشید:اصلا به تو چه که من چه تصوری دارم. و کیفش را برای هجوم به مرد بلند کرد.مرد خود را عقب کشید و خواست که به راهش ادامه دهد.اما زن دست بردار نبود و سه چهار نفری هم که از سر کنجکاوی جمع شده بودند ترجیح می دادند دعوا ادامه پیدا کند.یک نفر به مرد گفت:کجا؟صبر کنین تا تکلیف معلوم بشه.دیگری گفت:از شما بعیده آقا!آدم به این با شخصیتی!«و به کت و شلوار مرتب مرد اشاره کرد»و سومی گفت:این خانم خانم جای دختر شماست.قباحت داره والله. زن بر سر مرد که از او فاصله می گرفت فریاد کشید:هر چی از دهنت دربیاد میگی و بعد هم مثل گاو سرتو می اندازی پایین میری؟ یک نفر پرسید:چی شده خانوم؟مزاحمتون شده؟ زن همچنان که به دنبال مرد می دوید و سه چهار نفر دیگر را هم به دنبال خود می کشید،گفت:از مزاحمت هم بدتر .مردیکه کثافت.
در کلانتری پیش از آنکه افسر نگهبان پرسشی بکند زن گفت:جناب سروان من از دست این آقا شاکی ام.به من اهانت کرده.افسر نگهبان سرش را به سمت مرد که موهای جو گندمی اش را مرتب می کرد چرخاند و گفت:درسته؟ مرد گفت:من فقط به ایشون گفتم که شما شبیه "شارون استون" نیستین.اگه این حرف اهانته،خب بله اهانت کردم.افسر نگهبان هاج و واج به زن نگاه می کرد.زن روسری اش را عقب تر برد،آن قدر که دو رشته منحنی مو بتواند مثل پرانتز صورتش را در قاب بگیرد.افسر نگهبان نتوانست نگاهش را از زن بردارد. زن گفت:اصلا به ایشون چه مربوطه که من شبیه کی هستم؟ افسر نگهبان به مرد گفت:اصلا به شما چه مربوطه که ایشون شبیه کی هستن؟ مرد گفت:شما اکواین؟ افسر نگهبان گفت:اکو چیه؟مرد گفت:منظورم آمپلی فایراه که صدا رو تکرار می کنه. افسر نگهبان گفت:جواب سوال منو بده.مرد گفت:آخه من دارم تو همین جامعه زندگی می کنم. چطور می تونم نسبت به مسائل اطراف خودم بی تفاوت باشم.یه پیرزنی رو دیروز دیدم که فکر می کرد،سوفیا لورنه.آن قدر طول کشید تا من حالیش کنم که اینطور نیست آخرش هم فکر کنم نشد.دیروز اتفاقا کلانتری سیزده بودیم.پیش سروان منوچهری.به خاطر همچین شکایت مشابهی.افسر نگهبان که همچنان شق و رق نشسته بود،فاتحانه خودکاری از جیبش درآورد و برگه های بلند پیش رویش را مرتب کرد:پس این مزاحمت برای خانم ها کار هر روز شماست.مرد گفت:نه،هر روز نه،هر وقت رو به رو بشم.گاهی وقت ها هم روزی دوبار.البته فقط خانم ها نیستن با خیلی از آقایون هم همین مشکل رو دارم.بعضی ها فکر می کنن"مارلون براندو" هستن،بعضی ها فکر می کنن"آرنولد"هستن.تازه فقط مسئله مشابهت با هنر پیشه ها نیست...
زن آینه ی کوچکی از کیفش درآورد و با دستمال کاغذی،خرده ریمل های زیر چشمش را پاک کرد ودر حالی که آینه را در کیفش می گذاشت،گفت:یه مزاحم حرفه ای خوب شد که به دام افتادی. افسر نگهبان گفت:البته با درایت نیروی انتظامی و تعقیب و مراقبت خستگی ناپذیر برو بچه ها. زن با تعجب گفت:بله!؟
 افسر نگهبان گفت:خب البته ما شما رو هم از خودمون می دونیم.زن با عشوه گفت:وا؟چای نخورده فامیل شدیم.افسر نگهبان زهر متتلک زن را نادیده گرفت و فریاد زد:آشتیانی!چای بیار.سربازی در را باز کرد و پاهایش را به هم کوفت:چشم جناب سروان و رفت.مرد گفت:ببین جناب سروان!من مزاحم حرفه ای نیستم.فراری هم نبودم که به دام افتاده باشم.هر جاکه تذکری داده ام،تاوانشم پرداخته ام،کلانتریش هم رفتم.به هیچ کس هم بدهکار نیستم.افسر نگهبان به تلخی گفت:بقیه ی حرفها تو دادگاه. و کاغذی پیش روی مرد گذاشت و گفت:مشخصاتتو بنویس.مرد سریع مشخصاتش رو نوشت و کاغذ رو برگرداند.افسر نگهبان کاغذ را به زن داد و گفت:شما هم مشخصاتتونو بنویسین.تا آشتیانی در بزند و اجازه بگیرد،پایش را بکوبد و چایی ها را روی میز بگذارد،زن هم مشخصاتش را نوشت و کاغذ را به افسر نگهبان داد.افسر نگهبان پس از مروری کوتاه به زن گفت:این شماره تلفن منزله؟زن گفت:بله،خونه خودمه.افسر نگهبان گفت:اگه ممکنه شماره موبایل رو هم بدین.شاید لازم بشه(ممکن است عده ای اشکال بگیرند که در سال 1356 هنوز موبایل اختراع نشده بود.اشکال وارد است.این بخش بعدا به داستان اضافه شده است) زن خواست کاغذ را پس بگیرد که افسر نگهبان کاغذ کوچکی را به او داد و گفت:روی همین هم بنویسین کفایت می کنه.مرد گفت:منم لازمه شماره موبایل بدم؟ افسر نگهبان مکثی کرد و گفت:خب بدین ،اشکال نداره.مرد گفت:آخه من موبایل ندارم.افسر نگهبان دندانهایش را به هم سایید:پس چرا می پرسی؟ مرد گفت:می خواستم ببینم اشکالی نداره من موبایل ندارم؟آخه از قوانین بی اطلاعم،اینه که...افسر نگهبان گفت:نه اشکالی نداره. و به زن گفت:علت شکایت رو چی بنویسم؟ و به جای زن مرد جواب داد:بنویسین من به ایشون تهمت زده ام که شبیه"شارون استون"نیستین. و به زن گفت:اگه اهانت دیگه ای به شما کرده ام بگین.زن گفت:این خودش یه جور مزاحمته دیگه.مرد گفت:ولی شما به من گفتین:بی شرف،کثافت،گاو و حرف های دیگه  که حالا بعد من در شکایتم مطرح می کنم.زن جا خورد و گفت:خب من اون موقع عصبانی بودم. وبه افسر نگهبان گفت:حالا باید چه کار کرد؟افسر نگهبان گفت:پرونده که تکمیل شد می فرستمتون دادگاه اونجا قاضی حکم می ده.مرد پرسید:در مورد این که ایشون به "شارون استون"شباهت داره یا نداره قضاوت می کنن؟ و با خود ادامه داد:کار قاضی هم واقعا دشواره ها.اگه بخواد از نزدیک بررسی کنه.افسر نگهبان گفت:نخیر،در مورد اهانت و ایجاد مزاحمت شما قضاوت می کنن. وبه ساعتش نگاه کرد و گفت:ضمنا حالا دیگه وقت اداری تموم شده شما امشب اینجا می مونین تا فردا صبح راهی دادگاه بشین.مرد به زن گفت:من حالا که بیشتر دقت می کنم،می بینم در قضاوتم اشتباه کردم.شما خیلی هم بی شباهت به "شارون استون"نیستین.زن گفت:واقعا می گین؟1 مرد گفت:واقعا.اگه این شباهت وجود نداشت ،چرا من از میون این همه هنر پیشه اسم "شارون استون" رو آوردم؟!زن گفت:خیلی ها بهم میگن.آرزو دارم یه بار با "شارون استون"رو به رو بشم ببینم خودش چی میگه.مرد گفت:اون هم حتما به این شباهت اعتراف می کنه.زن به افسر نگهبان گفت:من میخوام شکایتمو پس بگیرم.واقعا حوصله دادگاه و دردسر و این حرفا رو ندارم.این کاغذا رو هم پاره کنین بریزین دور.افسر نگهبان گفت:نمی شه،قانون وظیفه خودشو انجام می ده. زن با تعجب پرسید:وقتی من از شکایتم صرف نظر کنم..؟افسر نگهبان گفت:باشه تکلیف قانون چی میشه؟!مرد گفت:قانون که شماره موبایل ایشون رو داره.افسر نگهبان نشنیده گرفت و به زن گفت:مشکله،ولی من خودم یه جوری حلش می کنم.مرد از جا بلند شد که برود.قبل از رفتن رو کرد به افسر نگهبان و گفت:یه سوالیه که از اول که آمدیم اینجاتو ذهنم موج می زنه،می شه بپرسم؟ افسر نگهبان در حالی که کاغذها را پاره می کرد گفت:بپرس.مرد گفت:می خواستم بپرسم شما شبیه"شرلوک هلمز" نیستین؟!
 
 
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در چهارشنبه 28 مهر1389 و ساعت 19:36 |

با وجود اعلام هشدارهاي پي‌در‌پي در مورد رو به اتمام بودن ظرفيت دفن در گورستان بهشت زهرا، مناقشه سازمان محيط زيست و شهرداري تهران بر سر احداث گورستان شرق تهران، تصميم‌گيري در مورد وضعيت مردگان تهراني را در بلاتكليفي قرار داده است.

در حاليكه مسولان سازمان محيط زيست كافي نبودن مطالعات انجام شده در مورد ساخت گورستان در اراضي تلو را دليل مخالفت خود عنوان مي‌كنند، مسوولان شهرداري با تاكيد بر اينكه اساس كار شهرداري رعايت مسائل زيست محيطي است بر ساخت اين گورستان اصرار دارند.

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 7 مرداد1387 و ساعت 11:7 |

 

 

فوتبال آلمان مثل يك تقويم است كه تمام صفحاتش را بايد با جوهر قرمز نوشت. از افسانه‌هايي مثل قيصر گرفته تا گل‌زن موفرفري آنها، گرهارد مولر، به هر گوشه‌اش كه نگاه كني، افتخار مي‌بيني و سربلندي ايضا حواشي بي‌شماري كه معلوم نيست خط پايانش كجاست. يكي مثل اشتقان آفنبرگ در جام جهاني 1994 آمريكا در اوج پختگي رفت به سمت تماشاگران خودي و با نشان دادن علامت خاصي با دست، بستر اخراجش را از تيم فراهم كرد و بعد كه برگشت آلمان، با يك شلوار چرم قرمز در يك كافي شاپ ديده شد و باقي را خودتان مي‌دانيد.

    اينگونه رفتارهاي لاقيد تو گويي ميان ستارگان فوتبال آلمان باب شده و فرقي نمي‌كند قيصر فوتبال آلمان در آفريقاي جنوبي با معشوقه جديدش ديده شود يا ماريو باسلر با يك مانكن روس در برلين. قاعده بازي اينگونه است كه بازيگران صحنه فوتبال آلمان كمتر ارزشي براي كانون خانواده قائلند. شايد آخرين نمونه از اين دست مربوط به ستاره سال‌هاي نه چندان دور اين كشور باشد. كسي كه در سال 1990 مر سال فوتبال جهان شد و اينگونه نامش را ورد زبان ژرمن پسندان كرد: «لوتارهربرت ماتئوس».

    خبر خيلي زود دهان به دهان گذشت. حتي پيش از آن كه خبرگزاري‌ها ته و توي قضيه را درآورند، بار ديگر نام ماتئوس ورد زبان‌ها شد. اين بار نه به دليل مطرح شدن نامش در فهرست مربيان آتي بايرن مونيخ كه به دليل جدايي از همسر سومش و البته فراهم شدن مقدمات ازدواج چهارمش.

   مطبوعات مجارستان كه او سر مربي گري تيم ملي‌اش را عهده‌دار بود، به او لقب «مرد سيندرلايي» دادند. چرا كه از نيمه شب كه بگذرد ديگر نمي‌توانيد او را در منزلش پيدا كنيد. مي‌شود رد پايش را در كافه‌هاي معروف و رستوران‌هاي گران قيمت بوداپست جست. اگر چه او مدام ميان آلمان و مجارستان در حال تردد بود،‌اما باز هم او را مردي ناميدند كه دلش لك مي‌زد براي حاشيه تا متن.

      لوتار متوليد 21 مارس 1961 است. در ارلانگن ايالت باواريا. دوران بازيگري‌اش را در تيم جوانان اف سي هرزوگن نوراخ كه شهري كوچك در ايالت ياد شده است پشت سر گذاشت. اما دوران حرفه‌اي فوتبال او به طور رسمي از 1979 با بازي در تيم بورسيامونشن گلادباخ در بوندس ليگا شروع كرد. او تا 1984 در اين تيم بازي كرد. خيلي جوان بود كه به تيم ملي بزرگسالان آلمان دعوت شد و توانست در جام جهاني 1982 دو بازي براي اين تيم انجام دهد. او به خاطر دارد كه آلمان در فينال مقهور قدرت نمايي ايتاليا شد و با حساب 3 بر يك بازي را به حريف واگذار كردند.

   پس از اين جام جهاني دوران شكوفايي‌اش در بايرن آغاز شد و به همراه اين تيم در سال‌هاي 84 تا 88 قهرماني بوندس ليگا و جام حذفي را به دست آورد. در همين دوران است كه مطبوعات آلمان از رابطه او با سيلويا خبر دادند. ماتئوس در آن زمان با توجه به تمكن مالي خوبي كه داشت با اين دختر خوش سيما آشنا شد. ماتئوس جوان كه در بايرن به هيئت يك هافبك تمام عيار درآمده بود هر چقدر كه در بعد ورزشي موفق شد، در زندگي شخصي‌اش ناكار آمد و مبتدي نشان داد. سيلويا از خانواده‌اي متوسط بود و در يك مهماني با لوتار جوان آشنا شد. آشنايي آنها در ابتدا 3 ماه بيشتر دوام نياورد چرا كه سيلويا متوجه شد لوتار با دختر ديگري هم در ارتباط است. او رابطه‌اش را با اين فوتباليست قطع كرد اما پس از چندي اين رابطه دوباره از سر گرفته شد و لوتار اين بار قول ازدواج داد ازدواجي كه سرانجام شكل واقعي به خود گرفت و آن دو در سال 1981 با هم پيمان زناشويي بستند. اين ازدواج يازده سال طول كشيد كه در زندگي اين بازيكن يك ركورد محسوب مي‌شود. ميوه‌هاي اين درخت يازده ساله دو فرزند هستند. لوتار در سال 92 يعني 2 سال پس از دست يافتن به عنوان مرد سال فوتبال جهان به اين زندگي مشترك خاتمه داد تا بار ديگر ثابت شود او چندان پايبند زندگي نيست!

 

 فقط فوتبال

   آلبوم خاطرات اين فوتباليست سرشناس مملو از عكس‌هايي است كه در لحظات به ياد ماندني ورزشي از او گرفته شده اما جايي براي عكس‌هاي زندگي خصوصي نيست يا شايد هم چند تايي بيشتر ديده نمي‌شود.

   او در جام جهاني 86 نيز حضور داشت. اما نتوانست در برابر جادوي ديه گو دوام بياورد و به همراه تيمش در فينال طعم تلخ شكست را چشيد پس از اين بازي او كه ديگر به يك هافبك كليدي در تيم ملي تبديل شده بود به يورو 1988 رفت. جايي كه يكي از بهترين‌ تيم‌هاي ملي آلمان اين بار مقهور نارنجي پوشان سرزمين لاله‌هاي نارنجي شدند. لوتار به همراه تيمش در نيمه نهايي بازي را به هلند واگذار كرد. حتما آن بازي به ياد ماندني را به خاطر داريد. هلند با گل‌هاي رونالد كومان و ماركوفان باستن آن بازي را به سود خود خاتمه داد تا لوتارماتئوس از يك جام ديگر دست خالي به خانه بازگردد.

   بازگشت او به خانه نيز دردسرهاي زيادي به همراه داشت. او به جاي رفتن به منزل با مدير برنامه‌هايش ـ به ظاهر ـ قرار كاري داشت اما خبرنگار فضول كيكر فاش كرد او پس از بازگشت از هلند راهي يك ميهماني خصوصي شده است. سيلويا كه به گفته اطرافيانش فقط در همان يك سال اول زندگي رابطه خوبي با شوهرش داشت، ته و توي قضيه را درآورد و به اقاي شولكر اخطار داد، در صورت تكرار پرونده او را براي هميشه مي‌بندد، اما كو گوش شنوا؟! لوتار كه در اوج محبوبيت و شهرت بود تنها به عقد قراردادهاي تجاري و شركت در مهماني‌هاي خصوصي مشغول بود و لاغير. او اما در 1988 به همراه آندرياس برمه به اينترميلان ايتاليا پيوستند و توانستند همراه اين تيم، عنوان قهرماني اسكودتو و سوپر جام باشگاه‌هاي ايتاليا را كسب كنند.

   يك سال بعد يعني در ايتالياي 1990 تيم ملي المان شاهد يكي از بهترين و كاملترين دوران بازيگري اين بازيكن بود. لوتار در اين جام جهاني چهار گل زد تا يكي از اركان انكارناپذير آلمان در جام جهاني باشد. آنها در فينال بار ديگر در مقابل ديه گو مارادونا هم بازي‌هايش قرار گرفتند اما اين بار برخلاف چهر سال قبل، اين المان بود كه با پنالتي دقيقه 85 اندي برمه جام قهرماني را بالاي سر برد. فيفا از اين سال به بعد تصميم گرفت جايزه‌اي را با عنوان مرد سال فوتبال جهان در نظر گيرد و در نخستين گام چه كسي شايسته‌تر از لوتار.

   در همين روزهاي غرق در شادي و سرور، سيلويا از طريق وكيل درخواست طلاق خود را به دادگاه ارائه كرد. البته اين موضوع با حواشي زيادي در رسانه‌هاي آلمان همراه شد. يكي از روزنامه‌هاي صبح آلمان درباره اختلاف كاپيتان تيم ملي آلمان و همسرش نوشت:  «كاپيتان تمام وقتش را صرف فوتبال كرده و كمتر به منزل سر مي‌زند. آنها يك ماه است كه همديگر را نديده‌اند ....»

   آن روزنامه درست و واقعي نوشته بود لوتار به خانه مي‌رفت اما اين سيلويا بود كه ديگر او را تحمل نمي‌كرد و به خانه اقوام و دوستانش مي‌رفت. سرانجام در سال 92 لوتار و سيلويا متاركه كردند تا اين پرونده مختومه اعلام شود.

 

هنر و فوتبال

   لوتار پس از متاركه با سيلويا به فوتبال توجه بيشتري كرد. او در يورو 92 مصدوم بود و آلمان در غيابش در بازي فينال با نتيجه دو بر صفر مغلوب دانمارك شد. دو سال بعد او  در جام جهاني 94 به رهبري برتي فوگتس نتوانست چهره قابل قبولي ارائه كند. تيم آلمان با اخراج افنبرگ از اردوي اين تيم وارد حاشيه شد و در نهايت از گردونه رقابت‌ها كنار رفت.

   اما سال 94 براي او سال خوبي بود چرا كه توانست براي بار دوم ازدواج كند. انتخب دوم او اين بار از دنياي سينما و هنر هفتم بود. «لوليتامورنا» آنها به گواه اطرافيانشان در يك مهماني با هم آشنا شدند و پس از مدتي قرار ازدواج گذاشتند. لوليتا كه نامش را ياد رمان به ياد ماندني ولاديمير ناباكوف ـ با همين نام ـ و فيلم استنلي كوير يك مي‌اندازد متولد 15 سپتامبر 1960 بود در گانتيانوي ايتاليا. او بازيگر تلويزيون بود و توانست عنوان Miss Photogenic را از آن خود كند. او در سال 1982 نيز توانسته بود به عنوان خوش سيماترين زن ايتاليا براي خود شهرت و اعتباري خاص كسب كند. لوتار در يك ضيافت خصوصي و با حضور تني چند از دوستان و آشنايان با لوليتا پيوند زناشويي بست. زندگي مشترك اين دو پنج سال بيشتر دوام نياورد. جالب اينكه طرفين يكديگر را متهم به پايبند نبودن اصول اخلاقي مي‌كردند و البته لوتار باز هم متهم رديف اول بود!

   لوليتا كه يك سال از لوتار بزرگ‌تر بود هرگز نتوانست همسر خوبي براي او باشد و اين رابطه منفي، دو سويه بود. تنها اتفاق مهم اين زندگي مشترك تولد فرزندي بود كه تعداد فرزندان آقاي فوتباليست را به 3 رساند.

   ماتئوس در اين سال‌ها حضور در جام جهاني 98 را نيز در كارنامه‌اش ثبت كرد. او در آخرين لحظات جايگزين ماتياس سامر، سوئيپر تيم شد تا خلاء ناشي از مصدوميت او را پر كرده باشد. آلمان از اين رقابت‌ها نيز دست خالي به خانه بازگشت ولي ركوردي افسانه‌اي براي لوتار پا به سن گذاشته ثبت شد. او صاحب ركورد 25 بازي در جام جهاني است!

   يك سال پس از اين شكست او متوجه شد لوليتا هم مانند سيلويا به ترك او كمر همت بسته و از طريق وكيلش دادخواست طلاق را ارائه كرده است. ماتئوس نيز تلاش چنداني براي حفظ همسر دومش به خرج نداد و از او در سال 1999 جدا شد.

سال 1999

1999 همان سالي است كه بايرن مونيخ در يك فينال رويايي، جام قهرماني را تنها در دو دقيقه، تقديم تيم رويايي سرآلكس فرگوسن كرد اين دومين فينالي بود كه ماتئوس از دست مي‌داد. پيش از آن در سال 1987 بايرن بازي را به پورتو واگذار كرده بود. لوتار در اين سال از بايرن رخت بربست و عازم مترواستارز آمريكا شد. جايي براي پشت سر گذاشتن دوران بازنشستگي با درآمد بالا.

 

 دنياي مربيگري

   لوتار از مارس تا سپتامبر 2000 در MLS بازي كرد بي آنكه گلي به ثمر رساند. او پس از اين دوره به طور رسمي از ميادين فوتبال خداحافظي كرد تا نامش به عنوان يك افسانه در فوتبال آلمان و جهان ثبت شود.

   زندگي در آمريكا نيز براي او حواشي زيادي در برداشت. روزنامه‌هاي اين كشور دست از سرش برنمي‌داشتند و اگر آب مي‌×ورد، فردا تعداد جرعه‌هاي آب را در روزنامه قيد مي‌كردند!

   لوتار بلافاصله مربيگري را در پيش گرفت در نخستين گام هدايت راپيدوين اتريش را به او سپردند اتفاقي كه خيلي هم خوشايند نبود. بعد راهي پارتيزان بلگراد شد و در سال 2002 هدايت آن را از نيم فصل برعهده گرفت. او جانشين ليوبيسا تو مبا كويچ شد اما در سال 2003 وقتي در دور سوم جام يوفا مغلوب نيوكاسل شد، حكم به بركناري او دادند. او چندي بعد به سر مربي‌گري تيم ملي مجارستان منصوب شد.

   در اين مدت يعني از سال 1999 تا 2003 او زندگي مشتركي با كسي نداشت اما مجلات آلماني هر از چند گاهي عكس او را با يك خانم ديگر چاپ مي‌كردند و اينطور بازار شايعه داغ مي‌شد در يكي از همين تصاوير او به همراه زني ديده شد به نام «ماريانا كاستيچ» در ابتدا همه چيز از جانب اين دو تكذيب شد اما سرانجام آنها در دسامبر 2003 با هم ازدواج كردند. او پس از چندي از هدايت تيم ملي مجارستان صرف نظر كرد به رغم اين كه نتايج چندان بدي هم با اين تيم نگرفته بود.

   لوتار در يازدهم ژانويه 2006 راهي برزيل شد تا هدايت تيم فوتبال آتلتيكو پارانانئزه را به دست گيرد. او پس از هفت بازي (5 برد و 2 تساوي) از كار بركنار شد! البته خودش گفت: به خاطر مسائل خانوادگي درخواست فسخ قرارداد كرده است و حتي عنوان شد او براي سامان بخشيدن به امور شخصي براي دو هفته راهي اروپا مي‌شود. او هم رفت اما ديگر برنگشت!

   اما زندگي خصوصي‌اش با ماريانا نيز دوام چنداني نداشت و اين دو ماه گذشته ميلادي از هم جدا شدند بي آنكه ـ خدا را شكر ـ بچه دار شوند. لوتار كه اين روزها بيشتر به كارهاي تجاري‌اش مي‌پردازد سرگرم تدارك مقدمات ازدواج چهارم است تا در اين يك مورد هم كه شده از قيصر فوتبال آلمان ـ بكن باوئر ـ تأسي كرده باشد!

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت 15:4 |

هشتصدو شصتمين سالگرد تاسیس شهر مسکو ، پایتخت روسیه برگزار .

برای شرکت در مراسم جشن روز تولد مسکو، 37 هیئت از 26 کشور جهان و در کل بیش از 100 نفر برای انجام دیدار رسمی وارد پایتخت شدند. از جمله هیئت هایی از سازمان های بین المللی یونیسف و یونسکو نیز حضور داشتند.

 

تاریخچه مسکو

·         

 

·       

دانیل الکساندروویچ، کوچکترین پسر الکساندر نوسکی، که حکومت در مسکو را پایه گذاری نمود (که طبق رسم غربی Muscovy نامیده می شود.)، در نهایت از سوی تاتارها از روسیه تبعید گردید. به دلیل جایگاه مناسب این شهر در کنار سیستم مرکزی رودخانه روسیه و احاطه شدن توسط جنگلها و تالابهای محافظت شده، در ابتدا تنها تیول ولادیمیر بود اما به زودی موقعیت مرکزی خود را پیدا کرد. عامل اصلی ارتقاء مسکو، همکاری حکام آن با مافوقهای مغولی خود بود، که به آنها عنوان سلطان بزرگ اعطا می گردید و به عنوان نمایندگان مغولها به جمع آوری باج و خراج ازقلمروهای تحت نفوذ روسیه می پرداختند. موقعیت اجتماعی این قلمرو زمانی بیشتر تقویت گردید که آن تبدیل به مرکز کلیسای ارتودوکس شد. رئیس آن مرکز، در سال 1299 از کییف به ولادیمیر گریخت، و چند سال بعد مراکز دائمی کلیسا را در مسکو تاسیس نمود.

·        تا اواسط قرن 14، قدرت مغولها رو به تنزل نهاد، و سلاطین بزگ (روسی) احساس کردند می توانند علنا" مخالفت خود را نسبت به سیطره (یوغ) مغولها نشان دهند. در سال 1380، کولیکوفو در کنار رود دن، خان مغول را شکست داد، و اگرچه این پیروزی حاصل از یک مبارزه سخت به حکومت تاتارها در روسیه پایان نداد، اما اعتبار و وجهه بزرگی برای سلطان بزرگ به همراه داشت. پایه قدرت روسیه هم اکنون محکم شده بود، و تا اواسط قرن چهاردهم، قلمرو آن تا حدود زیادی دراثر خرید و فروش (تجارت)، جنگ، و ازدواج گسترش یافت.

 

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت 14:14 |

ازدواج موقت يا به اصطلاح عامي صيغه اي مساله اي است كه اخيرا حتي مسوولين به بحث در مورد رواج آن تفكر مي كنند.

نشريه همشهري جوان با خانمي كه ازدواج موقت كرده  مصاحبه اي كرده كه بدون تاييد يا تكذيب اين مساله در پي مي آيد:

اول مِن و مِن مي كند و بعد رضايت مي دهد صحبت كند،به شرط اينكه اسمش را ننويسيم

مدتهاست كه از شوهرش جدا شده و در اين سالها دو بار ازدواج موقت داشته كه زمان ازدواجش با نفر دوم هنوز تمام نشده.

-چطور شد قبول كردي كه ازدواج موقت بكني؟

چند سال قبل بود مدتي ازطلاقم مي گذشت. تنهايي اذيتم مي كرد يكي از آشناها كسي را براي اينكار پيشنهاد دادكه اول به شدت رد كردم.

بعد كه به اصرار دوستم ايشان را ديدم نظرم عوض شد طرف خيلي مقيد به محرمات و اين حرف ها بود

خيلي اهل احكام ودين بود و من هم گفتم چه بهتر.اينطوري راحت تر بود

-راحت از چه نظر؟

اگر بخواهي با كسي باشي،اگر بخواهي بيرون بروي و رابطه اي داشته باشي،اين تنها راه است.

من به عنوان يك زن ميخواستم خلاف شرع نكنم و كسي هم نتواندچيزي بگويد.

اين طور،هم دو طرف راضيند و هم رابطه شان ثبت مي شود،هر چند كه يك جور ازدواج نيم بند است.

طرف مقابل به عنوان شوهر به درد نمي خورد ولي خوب در بعضي زمينه ها چرا،از نظر مالي ممكن است كمك خرج باشد،از نظر عاطفي واينكه به عنوان زن بخواهي به مسافرت بروي و كسي را داشته باشي كه حرفت رابزني.

شوهر موقتت چه جور آدمي بود؟

كلا" آدم يكدنده اي بود. جدا از اين كه از نظر مالي وضع مناسبي داشت و انصافا" خيلي كمك مي كرد،

دوست داشت اين رابطه را علني كند و مثلا" به خانه من هم رفت و آمد داشته باشد.

اما من نمي خواستم بيايد. من دختر دارم و نمي خواستم دخترم اين چيز ها را بداند. دختر بالاخره بزرگ مي شود و خوب نيست از اول با اين مسايل بار بيايد.

-يعني دخترت نمي دانست ازدواج موقت كرده اي؟

نه نمي خواستم بداند. الان هم نمي داند.

-همسر فعلي ات چطور؟

اين هم مي گويد مجردم و كسي از خانواده ام خبر ندارد. بعضي وقت ها فكر مي كنم زن دارد ولي به من نمي گويد.

-اگر خودت همسر دايمي كسي بود و مي فهميدي شوهرت ازدواج موقت كرده چه احساسي داشتي؟

-خوب ناراحت مي شدم!!!

-اگر الان به تو پيشنهاد ازدواج دايم بكند،قبول مي كني؟

قبول مي كنم. شوهرم است. دوستش دارم اما سنش از من كمتر است. ميگويد مي خواهم زن بگيرم و زنم بايد كوچكتر از خودم باشد. گفتم با من ازدواج كن. ما كه مشكلي نداريم و دردسرهاي ازدواج با دختر كم سن و سال را هم ندارم اما قبول نكرد.

-چرا؟

ميگويد: چون اين رابطه يك رابطه شاد است و دغدغه هاي زندگي مشترك را ندارد.مسئله آينده و خريد خانه و بچه دار شدن و اين حرف ها را ندارد.حرفش را مي فهمم و به اش حق مي دهم.

-شرايط تو براي ازدواج موقت چي بود؟

فرق مي كند.اولي كه اعتقادات مذهبي شديدي داشت، حتي ميگفت اگر بميرم يك هشتم از ارثم به تو مي رسد.5سكه مهرم كرده بود و كمك مالي خيلي خوبي به من مي كرد. با اين يكي اول 6 ماهه صيغه شديم و بعد 3 سال تمديدش كرديم. اين را هم يكي از آشنا ها معرفي كرده بود.

-به نظر خودت اينكه ازدواج موقت ترويج شود خوب است؟

در كل خوب است.خصوصا" براي زنهايي كه جدا شده اند. و امكان ازدواج دايم ندارند. براي مرد هايي كه زن دارندو پسر هايي كه مشكل ازدواج دارند هم يك راه حل موقتي است ولي باز هم خوب است.

-براي دختر ها چي؟ تو به دختر خودت اجازه مي دهي ازدواج موقت كند؟

نه اجازه نمي دهم. براي دختر ها مناسب نيست. پسر ها كلا" به قضيه به چشم خوبي نگاه نميكنند.دختري كه ازدواج موقت كند همه چيزش را از دست مي دهد. پسر ها طوري نمي شوند اما هزار جور مشكل براي دختر پيش مي آيد.

-از اينكه دختر ها رقابت كنند و دوست پسر بگيرند بهتر نيست؟

رقابت دختر و پسر هميشه به معني رابطه جنسي نيست. بعدا" هم اگر دختر بخواهد ازدواج كند توضيحش راحت تر است. اما دختر ها براي اين كار مشكل دارند.

-از اينكه ازدواج موقت كرده اي پشيمان نيستي؟

نه. به نظرم چيزهايي كه برايم داشته به مشكلاتش مي ارزد.كار حرام هم نمي كنم. مي خواهيد دروغ بگويم و جانماز آب بكشم؟

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 15:15 |

مبعث براي مسلمانان و شيعيان رنگ و بويي ديگر دارد. بعثت محمد مصطفي پيامبر اسلام (ص) جلوه‌اي خاص در تاريخ  اين مكتب دارد .

نعت پيامبر اسلام (ص) و ائمه‌ي اطهار (ع) در ادب فارسي جايگاهي بالا دارد، كه در اين زمينه نمونه‌هايي در پي مي‌آيد:

سعدي شيرازي درباره‌ي پيامبر (ص) چنين سروده است:

ماه فروماند از جمال محمد (ص)

سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)

قدر فلك را كمال و منزلتي نيست

در نظر قدر باكمال محمد(ص)

وعده‌ي ديدار هر كسي به قيامت

ليله الاسري شب وصال محمد(ص)

آدم و نوح و خليل و موسي و عيسي (ص)

آمده مجموع در ظلال محمد(ص)

عرصه‌ي گيتي مجال همت او نيست

روز قيامت نگر مجال محمد(ص)

وآن همه پيراسته جنت فردوس

بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)

همچو زمين خواهد آسمان كه بيافتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)

شمس و قمر در زمين حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد(ص)

شايد اگر آفتاب و ماه نتابد

پيش دو ابروي چون هلال محمد (ص)

چشم مرا تا به خواب ديد جمالش

خواب نمي‌گيرد از خيال محمد (ص)

سعدي اگر عاشقي كني و جواني

عشق محمد [ص] بس است و آل محمد(ص)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در شنبه 13 مرداد1386 و ساعت 13:44 |

يکي از عجيب ترين گزارشاتي که مي توان تصور کرد، گزارشي است که «کولا بوف» سوماليايي گزارشگر و نويسنده NBC در سپتامبر 2006 در نشريه هارپرز منتشر کرد.

خلاصه آن مقاله که بوف آن را بر اساس چند ماه زندگي با اسامه بن لادن در سال 1996 در مراکش نوشته بود، به اين نکته اشاره مي کرد که در حالي که بن لادن موسيقي را شيطان مي ناميد و هر کجا که موسيقي پخش مي شد تا زماني که تمام شود گوش هاي خود را مي پوشاند، ولي عاشقانه ويتني هيوستون را دوست داشت و تصميم داشت روزي با او ازدواج کرده و او را به زمره يکي از همسران خود درآورد.

اما در همان اثنا او متوجه شده بود که هيوستون همسري دارد به نام «بابي براون» (خواننده و ترانه سراي سبک آر اند بي، که البته الان از هيوستون جدا شده است) و حتي نقشه هايي براي قتل وي نيز داشته است. قضيه اي که ديگر خبري از آن نبود تا اينکه بابي براون که هم اکنون در تور استرالياي خود براي برگزاري يک سري کنسرت حضور دارد، احساس خطر مي کرد.

اين نکته در حالي تقويت مي شود که تعداد 7هزار نسخه از سي دي هاي جديد هيوستون توسط عده اي ناشناس خريداري شده است. البته بعداً مشخص شد که اين نقشه بن لادن بوده است و وي تمام آن سي دي ها را سوزانده است.

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در چهارشنبه 10 مرداد1386 و ساعت 8:24 |

 

هم جنس بازان مغربي در روز بيست و هفتم ماه جاري اقدام به تاسيس جمعيتي ويژه خود خواهند نمود. شهر مكناس طي چند روز گذشته ، شاهد ازدواج دو هم جنس باز بوده است.
اين اقدام نه تنها از جانب هيئت دولت بلكه از طرف احزاب و گروه هايي كه عهده دار مسائل ارزشي در كشور پادشاهي مغرب مي باشند نيز مورد انتقاد قرار نگرفته است .
با وجود اينكه طبق ماده 489 قانون مدني اين كشور ، هم جنس بازي جرم محسوب مي گردد، ديده مي شود كه اكثريت احزاب حكومتي خواستار افزايش فساد در اين كشور هستند و بدون توجه به احساسات و آداب و سنتهاي مسلمانان و ديگر اقوام و گروه هاي مومن ، تنها با توجيهاتي نظير گسترش توريسم و جهانگردي روز به روز دامنه اين گونه رفتارها گسترده‌تر مي‌شود . 
 ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 8 مرداد1386 و ساعت 16:28 |

 «استعمال مواد مخدر» و در پي آن، «اعتياد»، از جمله معضلاتي است كه جامعه بشري و نيز كشور ما، سال‌هاي مديدي با آن دست به گريبان است.مصرف مستقيم و غيرمستقيم مواد مخدر، در حال حاضر به گونه‌اي شده كه هر خانواده ايراني از آن هراسان است به دليل اينكه از برخي مشتقات مواد مخدر در تهيه‌ي يك سري از قرص‌هاي تسكين‌دهنده و آرام‌بخش استفاده مي‌شود به گونه‌اي كه مصرف زياد و مستمر آنها نيز نوعي اعتياد محسوب مي‌شود.از سوي ديگر مردم هر روز با نام‌هاي جديدي روبرو مي‌شوند و جديداً در رسانه‌ي ملي نيز نسبت به مراقبت خانواده‌ها از فرزندان خود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 13:43 |

 حتمالا همه می دانند که ازدواج کار پسندیده ایست، حال با این مساله کار نداریم که خیلی ها این امر  پسندیده را یا نمی خواهند یا نمی توانند بخواهند.  اما به هر حال کار خیربین دو جنس که نمی توانند از هم جدا باشند در برهه ای  باید صورت بگیرد و دیگران نظاره گر آن باشند.  

 آمریکا نیز با اینکه کشور بدی است اما به این نکته توجه دارد. مردمان این کشور که دیگر حال این امور خیر را ندارند یا دوست ندارند کار خیرشان رسمی و علنی باشد جانورهای خود را تشویق به ازدواج می کنند و به گونه ای می خواهند این رسم فراموش نشود.

آقای سگ اسمش بابی و خانمش گریسی نام دارد. این دو مسکن و خودرو و همه چیز دارند و مانند دیگر جوان ها مشکلشان مسکن نیست. امید داریم زندگی سگی این دو سگ بی درد بر وفق مراد باشد ، بابی و گریسی با هم اختلافی نداشته باشند و بابی به راحتی برای گریسی خود یه لقمه استخوان حلال بیاورد.

به گریسی هم پیشنهاد می کنیم سگ خوبی برای همسرش باشد و با پدر و مادر سگ او با مسالمت زندگی کند و وظایفش را به درستی انجام دهد.

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در چهارشنبه 6 اردیبهشت1385 و ساعت 12:43 |

نوشته های زیر مربوط است به پدیده ای که ممکن است در جامعه با آن برخورد کنیم. موضوعی که کمتر به آن توجه می شود ولی به هر حال وجود دارد و افراد مبتلا به آن نیاز به درک بیشتر مردم و مسوولان دارند.این نوشته ها به همت گفتگوی خانم سارا نیک نژاد یک خبرنگار مستعد شکل گرفته است که از ایشان تشکر می شود.

 زمانی که من به ملاقتش میرفتم هنوز دو روزش نشده تاریخ تولد 15 بهمن  1384 هست . آن جایی که من ایستاده ام در سالن  انتظار، می شود با کمی سرک کشیدن از لای در نیمه باز او را دید. او که  روی تخت لا به لای ملافه های سفید داراز کشیده و با صدای ضعیفی ناله می کند. فرشاد سابق،ویدای فعلی .ویدا یک ترانس سکشوال  است . او برای به دست آوردن هویت جنسی  واقعی اش سال ها جنگیده و حالا دو روز است که به آن چه می خواسته رسیده  و خودش را از بیست و چند سال زندگی پنهانی و محرمانه، در جلد پسری  به نام فرشاد نجات داده وگرچه هنوز حال خوشی نداردو ضعف ناشی از  عمل و چند روز غذا نخوردن نای حرف زدن برایش نگذاشته با میل  واشتیاق گفت وگو را شروع می کند:

(( ویدا یعنی گمشده من بیست وپنج سال گم شده بودم!!))


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 8 اسفند1384 و ساعت 15:28 |

در تازه ترين دستورالعمل ، صاحبان كافي نت ها دو هفته فرصت دارند  تا  اقدام به تفكيك جنسيتي كافي نت ها کنند.

در همين راستا ماموران اداره اماكن هر روزه به كافي نت هاي مختلف در سراسر كشور مراجعه و اين موضوع را به مسئولين کافي نت ها ابلاغ  مي كنند. بر اساس اين دستور العمل در صورت عدم تغيير برنامه زماني حضور آقايان و خانم ها ظرف مدت زمان تعيين شده با متخلفين برخورد قانوني خواهد شد.در ماه هاي گذشته كافي نت ها و شركت هاي ارائه دهنده خدمات اينترنتي، ملزم به اجراي قواعد سفت و سخت مختلفي شده اند. از جمله اينكه مي بايست از حضور دختران با پوشش نامناسب جلوگيري کنند.  خانم هایی كه قصد استفاده از خدمات اينترنتي را دارند مي بايست حجاب اسلامي را رعايت نمايند. اين موضوع براي پسران نيز به همين صورت است و از ورود آنان با پوشش نامتعارف به كافي نت ها جلوگيري مي شود.

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 11:54 |

 

 حالا يک آرزو کنيد !!!


حالا!

اين آخرين فرصت شماست.

 اميدوارم آرزو کرده باشيد حالا اين پيک را بفرستيد.

 

 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 1 اسفند1384 و ساعت 9:46 |

    به کرات شنیده ایم که در عصر جاهلیت همان زمان که دخترکان بی گناه اعراب نادان آن عصر زیر خروارها خاک زنده به گور می شدند پیامبر اکرم و مکتبش به سخره گرفته می شدند و  شخصیت عالی مقام آن حضرت مورد جسارت ها و توهین همین افراد قرار می گرفت. از شکستن دندان آن حضرت گرفته تا ریختن خاکروبه به این مقام از جمله جسارت های زمانه مذکور بود.

اکنون پس از گذشت بیش از ۱۴ قرن از آن دوران گروهی متفکرنمای اروپایی -که به طور حتم از سوی سیاسیون صهیونیست حمایت می شوند- روی اعراب دوره توحش و جاهلیت را سفید کرده اند و بازگشتی متحیر کننده داشته اند.

آین دور تازه با انتشار کاریکاتوری منسوب به حضرت محمد توسط روزنامه کشور پنیری دانمارک آغاز شد و به شیوه های مختلف از جمله استفاده در تبلیغات کالاها برای جلب توجه ادامه دارد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در یکشنبه 23 بهمن1384 و ساعت 16:34 |

بر اساس اطلاع واصله از يكي از شوراهاي روستاي شمال شيروان (خير آباد ) تعدادي از اهالي این روستا جهت به خدمت گرفتن يك چوپان در محل مخابرات روستا آگهی منتشر کردند که توجه  به شرايط استخدام اين آگهي جلب مي شود.

 

   

۱-چهار سال سابقه اشتغال به چوپاني

۲- بي سواد

3- نديدن شهر شيروان

4-مهارت شناخت امراض گوسفندان

5-شناخت كامل نسبت به چراگاهاي روستاي مذكور

 

توضیح واضحات:.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در دوشنبه 3 بهمن1384 و ساعت 12:7 |
  ترکها بیخود نیست برخی اوقات بر سر زبان ها می افتند. البته مطلب در ارتباط با ترک های غیور آذری خودمان نیست. چون اگر آنها بودند حکمی جز اعدام نصیب زوج غیر مشروع مجرم نمی شد!

با این حال خطور  فکر این جرم هم توسط استانبولی ها به قضیه نبوغ آنها دامن می زند. البته نبوغ در یک مقوله بخصوص که در خیلی جاهای دنیا از این نوابغ پیدا می شوند. باید از این نکته نیز به آسانی نگذریم که لائیک شدن این ترکها به نبوغشان افزوده...

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در یکشنبه 25 دی1384 و ساعت 16:15 |

در روزهای اخیر 112 نفر در کشورهای همسایه ایران مبتلا به آنفلوآنزای مرغی با سویه H5N12 شده اند که از این تعداد شناخته  شده و همچنین آمار کشف نشده جهانی ،مسوولان مربوطه ، کشور را عاری از هر گونه آلودگی از این بیماری می دانند.

این قضیه در حالی است که یکی از منابع اصلی آلودگی این بیماری همسایه نزدیک ما عراق است که در جنگ با امریکا صدای انفجارهای جنگی آن به آسانی شنیده می شد اما صدایی از انتقال این بیماری به وضوح شنیده نمی شود.

اگر یادمان باشد اوایل انتشار بیماری وبا نیز از سوی وزارت بهداشت شیوع آن تکذیب شد اما چند روزی که گذشت و به آمار مبتلایان افزوده شد این وزارتخانه حتی آمار قربانیان این بیماری را افشا می کرد. در این حال وزارت بهداشت در زمینه پیک دوم این بیماری مهلک درپاییز هشدار داده بود. اما ظاهرا متصدیان جدید وزارتخانه متولی سلامت مردم خبر از عدم وجود این بیماری می دهند و حتی وزارت جهاد کشاورزی که هنوز نتوانسته خسارت چند میلیاردی سبزیکاران را بپردازد از سلامت سبزی ها می گویند.

مشخص نیست چرا حتی اگر یک بیماری در همه کشورها اپیدمی  شود در کشور ما پنهان می شود و مبتلایان به عارضه ای دیگر گرفتار می شوند.

هم اینک ایران را آنفلوآنزای مرغی با این سویه مهلک تهدید می کند. وزارت بهداشت و دامپزشکی تکذیب می کنند، مرغداران و بخش خصوصی  احتمال می دهند و باید منتظر تایید آن در روزی باشیم. روزی که دیگر دیر شده و طبق معمول مدیریت بحران پس از بحران باید بار دیگر تصمیم بگیرد. در حالی که اگر صاحبان صنف زودتر مساله را بدانند و در حالت آماده باش قرار گیرند هم از نظر سلامت و نیز اقتصادی کشور و مردم دچار زیان نمی شوند.

آنفلوآنزای مرغی با سویه H5N12 بیماری خطرناکی است که بین طیور و انسان مشترک است و در صورت همه گیری جامعه دچار بحران جدی می شود.

 ای کاش قدر فرصت را بدانیم ...

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در سه شنبه 26 مهر1384 و ساعت 14:17 |

بدنامي در سراسر جهان گريبانگير مردمي است که با   ایدززندگي مي کنند.

اين بدنامي تنها به کار بردن يک کلمه نيست بلکه يک(( جريان بي ارزش شدن)) است که فرد را در نظر ديگران بي اعتبار مي کند.ابتلا به ايدز از ديدگاه بسياري از مردم جهان يک رسوايي است و نه يک بيماري و اين احساس رسوايي و بي ارزشي ،اتفاقي است که بطور دائم و روزانه براي افرادي که با  ایدز زندگي مي کنند رخ مي دهد.در طول تاريخ بسياري از بيماريها  ننگ شمرده مي شوند از جمله جزام،سل،سرطان ، بيماريهاي رواني ، مقاربتي و ايدز جديد ترين بيماري است که ممکن است ناشي از عدم شناخت صحيح از بيماري ايدز باشد.

فرد مبتلا را به يکي از گروه هاي که اين بيماری


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در یکشنبه 11 بهمن1383 و ساعت 16:28 |
به هر حال من هم به میان وبلاگ نویسان آمدم آن هم با عنوان منگنه!

در شرایط حاضر از این اسم زیاد یاد می شود. هم وسیله ای است جزو نوشت افزار / هم ضرب المثل و هم  لفظی است که با استفاده از آن افراد را به صفات / اعمال و رفتارهای خوب و بد منگنه!چرا با منگنه

 می کنند .

 از این گذشته همه مردم به نحو ی با آن زندگی می کنند عده ا ی رو ی آن هستند / برخی در وسط با فنرش به بالا وپایین می روند و بخشی نیز که عمده افراد هستند در زیر آن روزگار را سپری می کنند.خلاصه خیلی معنا دارد.

بسیار مشتاق نظرات دوستان /همکاران و همراهان هستم .

+ نوشته شده توسط حامد تقوی در پنجشنبه 8 بهمن1383 و ساعت 16:13 |


Powered By
BLOGFA.COM