
فوتبال آلمان مثل يك تقويم است كه تمام صفحاتش را بايد با جوهر قرمز نوشت. از افسانههايي مثل قيصر گرفته تا گلزن موفرفري آنها، گرهارد مولر، به هر گوشهاش كه نگاه كني، افتخار ميبيني و سربلندي ايضا حواشي بيشماري كه معلوم نيست خط پايانش كجاست. يكي مثل اشتقان آفنبرگ در جام جهاني 1994 آمريكا در اوج پختگي رفت به سمت تماشاگران خودي و با نشان دادن علامت خاصي با دست، بستر اخراجش را از تيم فراهم كرد و بعد كه برگشت آلمان، با يك شلوار چرم قرمز در يك كافي شاپ ديده شد و باقي را خودتان ميدانيد.
اينگونه رفتارهاي لاقيد تو گويي ميان ستارگان فوتبال آلمان باب شده و فرقي نميكند قيصر فوتبال آلمان در آفريقاي جنوبي با معشوقه جديدش ديده شود يا ماريو باسلر با يك مانكن روس در برلين. قاعده بازي اينگونه است كه بازيگران صحنه فوتبال آلمان كمتر ارزشي براي كانون خانواده قائلند. شايد آخرين نمونه از اين دست مربوط به ستاره سالهاي نه چندان دور اين كشور باشد. كسي كه در سال 1990 مر سال فوتبال جهان شد و اينگونه نامش را ورد زبان ژرمن پسندان كرد: «لوتارهربرت ماتئوس».
خبر خيلي زود دهان به دهان گذشت. حتي پيش از آن كه خبرگزاريها ته و توي قضيه را درآورند، بار ديگر نام ماتئوس ورد زبانها شد. اين بار نه به دليل مطرح شدن نامش در فهرست مربيان آتي بايرن مونيخ كه به دليل جدايي از همسر سومش و البته فراهم شدن مقدمات ازدواج چهارمش.
مطبوعات مجارستان كه او سر مربي گري تيم ملياش را عهدهدار بود، به او لقب «مرد سيندرلايي» دادند. چرا كه از نيمه شب كه بگذرد ديگر نميتوانيد او را در منزلش پيدا كنيد. ميشود رد پايش را در كافههاي معروف و رستورانهاي گران قيمت بوداپست جست. اگر چه او مدام ميان آلمان و مجارستان در حال تردد بود،اما باز هم او را مردي ناميدند كه دلش لك ميزد براي حاشيه تا متن.
لوتار متوليد 21 مارس 1961 است. در ارلانگن ايالت باواريا. دوران بازيگرياش را در تيم جوانان اف سي هرزوگن نوراخ كه شهري كوچك در ايالت ياد شده است پشت سر گذاشت. اما دوران حرفهاي فوتبال او به طور رسمي از 1979 با بازي در تيم بورسيامونشن گلادباخ در بوندس ليگا شروع كرد. او تا 1984 در اين تيم بازي كرد. خيلي جوان بود كه به تيم ملي بزرگسالان آلمان دعوت شد و توانست در جام جهاني 1982 دو بازي براي اين تيم انجام دهد. او به خاطر دارد كه آلمان در فينال مقهور قدرت نمايي ايتاليا شد و با حساب 3 بر يك بازي را به حريف واگذار كردند.
پس از اين جام جهاني دوران شكوفايياش در بايرن آغاز شد و به همراه اين تيم در سالهاي 84 تا 88 قهرماني بوندس ليگا و جام حذفي را به دست آورد. در همين دوران است كه مطبوعات آلمان از رابطه او با سيلويا خبر دادند. ماتئوس در آن زمان با توجه به تمكن مالي خوبي كه داشت با اين دختر خوش سيما آشنا شد. ماتئوس جوان كه در بايرن به هيئت يك هافبك تمام عيار درآمده بود هر چقدر كه در بعد ورزشي موفق شد، در زندگي شخصياش ناكار آمد و مبتدي نشان داد. سيلويا از خانوادهاي متوسط بود و در يك مهماني با لوتار جوان آشنا شد. آشنايي آنها در ابتدا 3 ماه بيشتر دوام نياورد چرا كه سيلويا متوجه شد لوتار با دختر ديگري هم در ارتباط است. او رابطهاش را با اين فوتباليست قطع كرد اما پس از چندي اين رابطه دوباره از سر گرفته شد و لوتار اين بار قول ازدواج داد ازدواجي كه سرانجام شكل واقعي به خود گرفت و آن دو در سال 1981 با هم پيمان زناشويي بستند. اين ازدواج يازده سال طول كشيد كه در زندگي اين بازيكن يك ركورد محسوب ميشود. ميوههاي اين درخت يازده ساله دو فرزند هستند. لوتار در سال 92 يعني 2 سال پس از دست يافتن به عنوان مرد سال فوتبال جهان به اين زندگي مشترك خاتمه داد تا بار ديگر ثابت شود او چندان پايبند زندگي نيست!
فقط فوتبال
آلبوم خاطرات اين فوتباليست سرشناس مملو از عكسهايي است كه در لحظات به ياد ماندني ورزشي از او گرفته شده اما جايي براي عكسهاي زندگي خصوصي نيست يا شايد هم چند تايي بيشتر ديده نميشود.
او در جام جهاني 86 نيز حضور داشت. اما نتوانست در برابر جادوي ديه گو دوام بياورد و به همراه تيمش در فينال طعم تلخ شكست را چشيد پس از اين بازي او كه ديگر به يك هافبك كليدي در تيم ملي تبديل شده بود به يورو 1988 رفت. جايي كه يكي از بهترين تيمهاي ملي آلمان اين بار مقهور نارنجي پوشان سرزمين لالههاي نارنجي شدند. لوتار به همراه تيمش در نيمه نهايي بازي را به هلند واگذار كرد. حتما آن بازي به ياد ماندني را به خاطر داريد. هلند با گلهاي رونالد كومان و ماركوفان باستن آن بازي را به سود خود خاتمه داد تا لوتارماتئوس از يك جام ديگر دست خالي به خانه بازگردد.
بازگشت او به خانه نيز دردسرهاي زيادي به همراه داشت. او به جاي رفتن به منزل با مدير برنامههايش ـ به ظاهر ـ قرار كاري داشت اما خبرنگار فضول كيكر فاش كرد او پس از بازگشت از هلند راهي يك ميهماني خصوصي شده است. سيلويا كه به گفته اطرافيانش فقط در همان يك سال اول زندگي رابطه خوبي با شوهرش داشت، ته و توي قضيه را درآورد و به اقاي شولكر اخطار داد، در صورت تكرار پرونده او را براي هميشه ميبندد، اما كو گوش شنوا؟! لوتار كه در اوج محبوبيت و شهرت بود تنها به عقد قراردادهاي تجاري و شركت در مهمانيهاي خصوصي مشغول بود و لاغير. او اما در 1988 به همراه آندرياس برمه به اينترميلان ايتاليا پيوستند و توانستند همراه اين تيم، عنوان قهرماني اسكودتو و سوپر جام باشگاههاي ايتاليا را كسب كنند.
يك سال بعد يعني در ايتالياي 1990 تيم ملي المان شاهد يكي از بهترين و كاملترين دوران بازيگري اين بازيكن بود. لوتار در اين جام جهاني چهار گل زد تا يكي از اركان انكارناپذير آلمان در جام جهاني باشد. آنها در فينال بار ديگر در مقابل ديه گو مارادونا هم بازيهايش قرار گرفتند اما اين بار برخلاف چهر سال قبل، اين المان بود كه با پنالتي دقيقه 85 اندي برمه جام قهرماني را بالاي سر برد. فيفا از اين سال به بعد تصميم گرفت جايزهاي را با عنوان مرد سال فوتبال جهان در نظر گيرد و در نخستين گام چه كسي شايستهتر از لوتار.
در همين روزهاي غرق در شادي و سرور، سيلويا از طريق وكيل درخواست طلاق خود را به دادگاه ارائه كرد. البته اين موضوع با حواشي زيادي در رسانههاي آلمان همراه شد. يكي از روزنامههاي صبح آلمان درباره اختلاف كاپيتان تيم ملي آلمان و همسرش نوشت: «كاپيتان تمام وقتش را صرف فوتبال كرده و كمتر به منزل سر ميزند. آنها يك ماه است كه همديگر را نديدهاند ....»
آن روزنامه درست و واقعي نوشته بود لوتار به خانه ميرفت اما اين سيلويا بود كه ديگر او را تحمل نميكرد و به خانه اقوام و دوستانش ميرفت. سرانجام در سال 92 لوتار و سيلويا متاركه كردند تا اين پرونده مختومه اعلام شود.
هنر و فوتبال
لوتار پس از متاركه با سيلويا به فوتبال توجه بيشتري كرد. او در يورو 92 مصدوم بود و آلمان در غيابش در بازي فينال با نتيجه دو بر صفر مغلوب دانمارك شد. دو سال بعد او در جام جهاني 94 به رهبري برتي فوگتس نتوانست چهره قابل قبولي ارائه كند. تيم آلمان با اخراج افنبرگ از اردوي اين تيم وارد حاشيه شد و در نهايت از گردونه رقابتها كنار رفت.
اما سال 94 براي او سال خوبي بود چرا كه توانست براي بار دوم ازدواج كند. انتخب دوم او اين بار از دنياي سينما و هنر هفتم بود. «لوليتامورنا» آنها به گواه اطرافيانشان در يك مهماني با هم آشنا شدند و پس از مدتي قرار ازدواج گذاشتند. لوليتا كه نامش را ياد رمان به ياد ماندني ولاديمير ناباكوف ـ با همين نام ـ و فيلم استنلي كوير يك مياندازد متولد 15 سپتامبر 1960 بود در گانتيانوي ايتاليا. او بازيگر تلويزيون بود و توانست عنوان Miss Photogenic را از آن خود كند. او در سال 1982 نيز توانسته بود به عنوان خوش سيماترين زن ايتاليا براي خود شهرت و اعتباري خاص كسب كند. لوتار در يك ضيافت خصوصي و با حضور تني چند از دوستان و آشنايان با لوليتا پيوند زناشويي بست. زندگي مشترك اين دو پنج سال بيشتر دوام نياورد. جالب اينكه طرفين يكديگر را متهم به پايبند نبودن اصول اخلاقي ميكردند و البته لوتار باز هم متهم رديف اول بود!
لوليتا كه يك سال از لوتار بزرگتر بود هرگز نتوانست همسر خوبي براي او باشد و اين رابطه منفي، دو سويه بود. تنها اتفاق مهم اين زندگي مشترك تولد فرزندي بود كه تعداد فرزندان آقاي فوتباليست را به 3 رساند.
ماتئوس در اين سالها حضور در جام جهاني 98 را نيز در كارنامهاش ثبت كرد. او در آخرين لحظات جايگزين ماتياس سامر، سوئيپر تيم شد تا خلاء ناشي از مصدوميت او را پر كرده باشد. آلمان از اين رقابتها نيز دست خالي به خانه بازگشت ولي ركوردي افسانهاي براي لوتار پا به سن گذاشته ثبت شد. او صاحب ركورد 25 بازي در جام جهاني است!
يك سال پس از اين شكست او متوجه شد لوليتا هم مانند سيلويا به ترك او كمر همت بسته و از طريق وكيلش دادخواست طلاق را ارائه كرده است. ماتئوس نيز تلاش چنداني براي حفظ همسر دومش به خرج نداد و از او در سال 1999 جدا شد.
سال 1999
1999 همان سالي است كه بايرن مونيخ در يك فينال رويايي، جام قهرماني را تنها در دو دقيقه، تقديم تيم رويايي سرآلكس فرگوسن كرد اين دومين فينالي بود كه ماتئوس از دست ميداد. پيش از آن در سال 1987 بايرن بازي را به پورتو واگذار كرده بود. لوتار در اين سال از بايرن رخت بربست و عازم مترواستارز آمريكا شد. جايي براي پشت سر گذاشتن دوران بازنشستگي با درآمد بالا.
دنياي مربيگري
لوتار از مارس تا سپتامبر 2000 در MLS بازي كرد بي آنكه گلي به ثمر رساند. او پس از اين دوره به طور رسمي از ميادين فوتبال خداحافظي كرد تا نامش به عنوان يك افسانه در فوتبال آلمان و جهان ثبت شود.
زندگي در آمريكا نيز براي او حواشي زيادي در برداشت. روزنامههاي اين كشور دست از سرش برنميداشتند و اگر آب مي×ورد، فردا تعداد جرعههاي آب را در روزنامه قيد ميكردند!
لوتار بلافاصله مربيگري را در پيش گرفت در نخستين گام هدايت راپيدوين اتريش را به او سپردند اتفاقي كه خيلي هم خوشايند نبود. بعد راهي پارتيزان بلگراد شد و در سال 2002 هدايت آن را از نيم فصل برعهده گرفت. او جانشين ليوبيسا تو مبا كويچ شد اما در سال 2003 وقتي در دور سوم جام يوفا مغلوب نيوكاسل شد، حكم به بركناري او دادند. او چندي بعد به سر مربيگري تيم ملي مجارستان منصوب شد.
در اين مدت يعني از سال 1999 تا 2003 او زندگي مشتركي با كسي نداشت اما مجلات آلماني هر از چند گاهي عكس او را با يك خانم ديگر چاپ ميكردند و اينطور بازار شايعه داغ ميشد در يكي از همين تصاوير او به همراه زني ديده شد به نام «ماريانا كاستيچ» در ابتدا همه چيز از جانب اين دو تكذيب شد اما سرانجام آنها در دسامبر 2003 با هم ازدواج كردند. او پس از چندي از هدايت تيم ملي مجارستان صرف نظر كرد به رغم اين كه نتايج چندان بدي هم با اين تيم نگرفته بود.
لوتار در يازدهم ژانويه 2006 راهي برزيل شد تا هدايت تيم فوتبال آتلتيكو پارانانئزه را به دست گيرد. او پس از هفت بازي (5 برد و 2 تساوي) از كار بركنار شد! البته خودش گفت: به خاطر مسائل خانوادگي درخواست فسخ قرارداد كرده است و حتي عنوان شد او براي سامان بخشيدن به امور شخصي براي دو هفته راهي اروپا ميشود. او هم رفت اما ديگر برنگشت!
اما زندگي خصوصياش با ماريانا نيز دوام چنداني نداشت و اين دو ماه گذشته ميلادي از هم جدا شدند بي آنكه ـ خدا را شكر ـ بچه دار شوند. لوتار كه اين روزها بيشتر به كارهاي تجارياش ميپردازد سرگرم تدارك مقدمات ازدواج چهارم است تا در اين يك مورد هم كه شده از قيصر فوتبال آلمان ـ بكن باوئر ـ تأسي كرده باشد!
+ نوشته شده توسط حامد تقوی در سه شنبه 9 بهمن1386 و ساعت
15:4 |